الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
39
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
آنچه مايهء تأسف است اين است كه در قرون متأخر طرز تفكر اهل حديث از اهل سنت در ميان شيعه هم رسوخ يافت ، در شيعه نيز گروهى پيدا شدند كه هرگونه تعمق و تفكر در معارف الهى را بدعت و ضلالت شمردند درصورتىكه بدون شك اين نوعى انحراف از سيرهء پاك پيشوايان اين مذهب است . البته آنچه در شيعه پديد آمد اولًا عموميت نداشت و ثانياً تا آن درجه شديد نبود و نمىتوانست آن عموميت يا شدت را كه در ميان ديگران پيدا شده پيدا كند ، اما كموبيش تا آن اندازه كه آزار اهل تحقيق را فراهم كند در اعصار اخير وجود داشته و دارد . صدرالمتألهين در مقدمهء اسفار از همين طبقه مىنالد آنجا كه مىگويد : « همانا گرفتار جماعتى نفهم شدهايم كه چشمشان از ديدن انوار و اسرار حكمت ناتوان است و ديدگانشان مانند ديدگان خفّاش تاب نور را ندارد . اينها تعمق در امور ربّانى و معارف الهى و تدبر در آيات سبحانى را بدعت ، و هرگونه مخالفت با عقايد عاميانه را ضلالت مىشمارند . گويى اينان حنابله از اهل حديثاند كه مسئلهء واجب و ممكن و قديم و حادث بر ايشان از متشابهات است و تفكرشان از حدود اجسام و ماديات بالاتر نمىرود . . . » جملهاى به رسول اكرم صلى الله عليه و آله نسبت داده شده است كه : عَلَيكُم بِدينِ العَجائِز ؛ بر شما باد به دين پيرزنان . اين جمله مستمسكى شده براى منكرين تعمق و تدبر در معارف غيبى و مسائل ماوراء طبيعى . اين جمله بهصورت حديث در هيچ كتاب حديثى شيعه يا سنّى ديده نشده است ، معذلك نظر به اينكه با ذائقهء كوتهفكران موافق آمده است شهرت فراوانى كسب كرده و وسيلهاى شده براى انكار هرگونه كوششى در اينگونه مسائل ، و از آنطرف هم عكسالعملهايى بهعنوان توجيه و تأويل اين حديث از طرف طرفداران تحقيق در